تبليغاتX

آغاز یک پرواز

من در تحیرم امشب ز شوق تو  ... ای نفس تو یشری لبتغاء

من مست گشته ام امشب ز مستی ات ... از ناله های تو اندر حصار ها

از گریه های تو در عمق خاک ها ... در بهت مانده ام امشب ز اوج تو

از هم صدایی تو ... در شب عروج ...

از رد پای تو در سدره ی عظیم ... از خاک پای تو بر فرق آسمان

من در تحیر و مست و مبهوت مانده ام ...

از نغمه های پر از شور واشتیاق  ... از خاک تا به سراپرده های دور

از وحدتی عظیم در لحظه های کثرت ناسوتیان نفس

از آن سکوت جگر سوز ... از استخوان فتاده به حلق تو

از خار های مغیلان به چشم تو ... از چشم های پر از انتظار یتیمان دردمند

من در تو اساطیر دیده ام ... در فرق پاره پاره ماهت هزار نور

در اشتیاق غبار و خاک رهت چشم خسته ام

ای یادگار آدم و عیسی  ... همزاد موسی عمران  ... ای همره خلیل

ای اشتیاق نوح به دیدار روی تو ... ای یاور رسول امین

ای بوتر اب ابوالنور

بگشا به برق دست خود اکنون ...دژهای سخت خیبری قلب بسته ام

شعر : اسفندیار کوهی

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:20  توسط فاطمه  |