تبليغاتX

آغاز یک پرواز

 

هوا بس ناجوانمردانه پر گرد و غبار . . .

فضای کوچه ها در ماتم یک سوگ ٬ سنگین . . .

و در یک گوشه ای صدها گلستان پشت یک در بود پنهان . . .

و بلبل های وحی و دین و توحید . . .

به سوگ گل چه غمگین . . .

پیامبر رفته بود و یاس او درغم . . .

سرود یاس او ماتم  ٬ عزا بود . . .

و او تنها به یاد لحظه های گرم دیروز . . .

که ناگه با دو توفانی ز نامردی به پا خواست . . .

صدای پای ظلمت کوچه ها را درنوردید . . .

و یاس وحی و عصمت و دین و نبوت . . .

میان در٬ میان حجم دیوار . . .

و یاس ما کبود و در خزان شد . . .

شعر:اسفندیار کوهی 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 13:11  توسط فاطمه  |