ای افق های آسمان مجنون منم
بی نوای بی کران مجنون منم ... !
زلف لیلی بند جانم گشته است
پیچش مویش دلم را کرده مست ... !
ای خدا ای آیت عظمای دل ...
اشتر دل در غمش مانده به گل ... !
زلف لیلی سایه سار مستی ام
طره اش اسرار و راز هستی ام ... !
چشم او را بین که غوغا می کند
صد قیامت ها که بر پا می کند ... !
لحظه ها در تیرگی طی می شود
یاد او بر جان من می می شود ...!
چشم او سر چشمه های ناز و شور
می دهد بر خانه ام هر لحظه نور... !
آسمانی گشته روی ماه او ...
این دل دیوانه ام بگرفته روی ... !
صد جنون در وادی دل آمده ...
کاروان با شوق منزل آمده ... !
ای صفای زلف تو صد بیشه زار...
بویی از کوی خوش لیلی بیار ... !
من پریشان دل پریشان زلف او ...
صد پریشانی نهد دل را مجو... !
ای نوای چشم مجنون بی نوا ...
انتظارت لحظه ها در لحظه ها ...!
کاش می شد سر به پایش بر نهم ...
چشم هایم را به خاکش می دهم ... !
هم چنان مجنون روی لیلی ام ...
حسرتی بر دل ز بوی لیلی ام ...
شعر :اسفندیار کوهی

***
نغمه درد حورای عزیزم هم تموم شد.
امیدوارم همیشه نغمه شادی تو زندگیت جاری باشه.
.
.
آن داغ ننگ خورده که می خندید برطعنه های بیهوده
من بودم . گفتم که بانگ هستی خود باشم ..
اما دریغ و درد که زن بودم ... ! ! !
***
مائده جونم تولدت مبارک ...
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک با صد تا دریا پر
ازعشق و اشتیاق و پولک فقط میخوام بهت بگم
تولدت مبارک!