قاصدك !هان ، چه خبر آوردي ؟ از كجا وز كه خبر آوردي ؟ ... خوش خبر باشي ، اما ... ،اما گرد بام و در من بي ثمر مي گردي انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس برو آنجا كه تو را منتظرند قاصدك در دل من همه كورند و كرند دست بردار ازين در وطن خويش غريب قاصد تجربه هاي همه تلخ با دلم مي گويد كه دروغي تو ، دروغ كه فريبي تو. ، فريب قاصدك هان ، ولي ... آخر ... اي واي راستي آيا رفتي با باد ؟ با توام ، آي! كجا رفتي ؟ آي راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟ مانده خاكستر گرمي ، جايي ؟
در اجاقي طمع شعله نمي بندم خردك
شرری هست هنوز؟
قاصدك...!!!
ابرهاي همه عالم شب و روز در دلم مي گريند ...
مهدی اخوان ثالث
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 13:18 توسط فاطمه
|
ای انسان تو در یک حرکت و پرواز به سوی خدایت هستی . پس اورا ملاقات میکنی . آرزوی انسان در این غریبستان رسیدن به معبودی ازلی وابدی است . لیلی نماد آن معبود ازلی وابدی و مجنون نماد انسان مشتاق به وصال بارگاه معنوی آن لیلی وش میباشد .تقدیم به همه شهیدانی که مجنون صفتانه به پییشگاه لیلی خود شتافتند .