خاک ها در نوسان غم ها
ناله ها خیزش صد نیزه و تیغ
گریه ها در سبد نرگس و گل
مشک ها خالی از آب
پر ز غوغای شراب
از عطش می نالد جسم صد پاره ی ماه
خون و پیکر ، سر بی تن
تن بی دست پر از بوسه ی زخم
چون شقایق پر راز
از عطش می سوزد
خیمه و نخل پر آب
قطره ها در هیجان
خارها در تب و تاب
لاله ها در حسرت
شکوه ها در دل آب
از عطش می گوید
از عطش می نالد
صورتش خونی و بر لب قرآن
نیزه و سر
پیکر و زخم سنان و شمشیر
سم اسبان و گل و پروانه ...
از عطش می گرید
سرو از اوج بلند
ابر در بهت خزان
نیزه در خون جگر
گودی از لاله ی سیراب به خون غلتیده
چشم غم
چشمه ی مهتاب و هزاران نرگس
العطش ،العطش ،العطش ....
شعر : اسفندیار کوهی

صورتش خونی بود
بر لبش آیه ی قرآن جاری
پلک ها بر هم بود
سر او بر نیزه
پیکرش جای دگر
آنش و خون و عطش
خار و خاشاک و دلیری و بلا ٬
تن مردان خدا بی سر و دست و عطش ...
آسمان می گرید
لحظه ها می مویند
دشت پر خون
نواهای اسیری بر لب
پیکر و دست جدا
لب پر خون و سر بی پیکر
آیه ی عشق و عطش سر می داد
همه جا فریاد است
همه جا سوز عطش
و عطش ...

ای کشتی در عطش ٬ غمینم
از خون گلو ٬ ز رعد خنجر
از موج برون زحد شمشیر
از نای و نوای بی نوایان
از سردی مهر و گرمی کین
از گلشن در خزان نشسته
از شادی کرکسان و جغدان
از پرپر بلبلان زهرا
از آتش و شور جان هستی
از دست جدا ز پیکر او
ای کشتی در عطش ٬غمینم
یک گوشه شقایق پر از خون
صد آتش و حیله های غدار
لحظات جدایی دو دستش
یا خون گلوی پاره پاره
نجوای به لب نشسته ی عشق
از تف عطش ٬ عطش به جان ها ...
اشعار : اسفندیار کوهی
صورت زارم ببین کز هجر زیبای نگاری نازنین ٬
می خروشد گرم گرم .
در ایمیلم التهاب و خنده نیست ٬
دست هایم را ببین لرزان و پر گل از نیاز ٬
در مسیجم نقطه ها و صد ها خطوط ٬
این پیامم را ببین آرام در چشمان من ٬
سرچ را در صفحه ی یاهو نبین ٬
روح من از هو هزاران لایه های پیچ و پیچ .
سایت و وبلاگ و ایمیل و فیس بوک ٬
صد کامنت و صد پیام و صد نوا در یوتیوب ٬
حافظه ٬ رم ٬ موس و کیبورد و مانیتور ٬ دسکتاپ ٬
یا که لپ تاپی به پهنای برند و آپ تو دیت .
گیم و فیلم و صد نوا از صد هزاران مرد و زن ٬
چشمه ی زقوم ویندوز و بسی چشمان شرم .
من فدای لحظه ی چشمان لیلی ٬
من غلام حلقه در گوش در گلزار عشق ٬
من نوا خوانم ٬
نوا خوان رخ سرو سمن ...
شعر : اسفندیار کوهی

در نگاهم انعکاسی از دو چشمت لحظه ها
در سرودم نغمه ی مست نگاه
در صدایم ارتعاش عشق و مستی
در سکوتم صد تپش ٬صد آه و حسرت ٬ناله بود
در نوایم آتش و سوز و غم بی انتها
مست بودم
مست گرم چشم تو
مست هستم
مست گرم یاد تو
یا علی
